وبینار رایگان (آنلاین)

طرحواره ها قاتل خاموش رویاها

فقط 100 نفر اول

ثبت نام
توسط منتشرشده در: اسفند ۲۳, ۱۴۰۱دسته بندی ها: روابط عاطفی

فهرست مطالب این مقاله

گاهی فراموش کردن عشق به صلاح فرد است به همین دلیل تمام تلاش خود را می کند تا عشقی که رفته را فراموش کند. فراموشی عشق برای برخی افراد مانند سوگواری برای از دست دادن یکی از عزیزان است. سختی این کار زیاد است اما اشخاص طبق مراحل زیر می توانند با هر سختی عشق خود را به فراموشی بسپارند:

ویس آموزشی این مقاله حتما گوش دهید

برای ورود به دوره های رایگان بر روی دکمه زیر کلیک کنید

مراحل فراموش کردن عشق

بپذیرید که رابطه‌تان به اتمام رسیده است:

پذیرفتن واقعیت در این شرایط می تواند کمک بزرگی به شما کند. وقتی اتمام رابطه را درک کنید بهتر و راحت تر از فرد مقابل دور خواهید شد. غلبه کردن بر غم و اندوه تنها با درک این موضوع برای افراد آسان تر خواهد شد. برای پشت سر گذاشتن رابطه ای که تمام شده پذیرفتن این موضوع می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد.

برای ثبت درخواست مشاوره فرم زیر را پر کنید یا با شماره 02166425154 تماس بگیرید.

سرگرم کردن:

با کارهای هنری و انجام فعالیت هایی که به آنها علاقه مند هستید خود را سرگرم کنید که این می تواند حواس شما را پرت و فراموشی عشق را آسان تر کند.

همین الان خودتو بسنج و بدون دانش عاطفی داری یا نه جایزه هم بگیر

 

برای کنار آمدن با این درد وقت بگذارید:

فراموشی عشق نیاز به وقت و زمان دارد تا شما بتوانید وابستگی و دلتنگی آن را به فراموشی بسپارند. بهتر است غم و ناراحتی خود را با سوگواری کردن کاهش دهید و خود را تخلیه کنید. نیازی نیست ته قرص و داروی آرام‌بخش استفاده کنید.

مطالعه بیشتر: چگونه عشقمان را فراموش کنیم

از نقشه انتقام کشیدن و دنبال کردن او دست بردارید:

برای فراموش کردن عشق بهترین راه حل این است که از او دور شوید. اگر قلب شما شکسته است فکر انتقام نداشته باشید و اجازه دهید تا فرد خود متوجه این موضوع شود. اگر خود را سرگرم انتقام گرفتن و کارهای او کنید بیشتر اذیت می شوید و زخمی که خورده اید التیام پیدا نخواهد کرد.

سعی نکنید فقط با هم دوست باشید:

اگر قصد فراموش کردن عشقتان را دارید بهتر است حتی روابط ساده و دوستی هم نداشته باشید. کوچکترین ارتباطی می تواند دغدغه شما را بیشتر کند. اگر قصد ارتباط و دوستی دارید بهتر است حد و مرز برای آن مشخص کنید تا وابستگی و دلتنگی بعد از آن شما را آزار ندهد.

از برقراری رابطه جنسی با معشوق قبلی خود پرهیز کنید:

برای فراموش کردن عشق باید از ادامه هر گونه رابطه با عشق خود بپرهیزید. روابط جنسی باعث نزدیکی بیشتر افراد به هم می‌ شود. اگر قصد فراموش کردن عشق را دارید پس بهتر است هیچ رابطه ای با او نداشته باشید.

دوباره عاشق زندگی‌تان بشوید:

نزدیک شدن شما به دوستان و اعضای خانواده باعث می شود تا شما از آن فضای عاشقانه خارج شوید و این می تواند فراموشی عشق را برای شما آسان تر کند. انرژی خود را صرف یک مسیر جدید کنید.

دلایل شکست رابطه قبلی خود را پیدا کنید:

اگر برای فراموش کردن عشق دلیل داشته باشید بهتر می توانید این کار را انجام دهید. زمانی که مرحله غم و اندوه را سپری کردید باید برگردید و علت کار را بررسی کنید. در واقع دلیل شکست عشقی شما باید مشخص گردد.

رابطه دیگری را عجولانه شروع نکنید:

برای فراموش کردن عشق بهترین راه حل این است که به سرعت خود را گرفتار عشق جدیدی نکنید و به احساسات خود اجازه تفکر بدهید.

عکس‌ها، هدایا و نامه‌های عاشقانه را از خود دور کنید:

هر اثر و نشانه باقی مانده از عشق را باید حذف کنید.

تجربه ای موفق از فراموش کردن رابطه گذشته به کمک مشاور:

در نهایت می توانید از مشاوره های یک روانشناس خوب کمک بگیرید.

راه های فراموش کردن عشق

چقدر زمان می برد تا یک نفر را فراموش کنیم؟

فراموشی عشق برای همه افراد یکسان نیست و هر کس با توجه به مدت زمانی که عاشق بوده و وابستگی هایی که داشته برای فراموشی عشق خود نیاز به زمان دارد. زمان کمک می کند تا افراد سریع تر و راحت تر عشق را فراموش کنند. فراموشی این عشق به معنی شروع یک زندگی و رابطه جدید است و شما به این باور می رسید که می توانید بدون داشتن تجربیات ارزشمند قبلی هم شاد و خوشحال باشید. مدت زمان برای فراموشی متغییر است و به احساسات و شخصیت افراد بستگی دارد‌. هر چه رابطه شما با عشقتان عمیق تر و طولانی تر باشد قطعا فراموشی سخت تر خواهد بود و شما به مدت زمان بیشتری هم نیاز دارید. بهتر است زمان کافی برای این کار در نظر بگیرید تا صدمات روحی وارد شده جبران شود و شما بتوانید به زندگی عادی برگردید.

مطالعه بیشتر: چه مردانی دنبال رابطه بلند مدت نیستند

عوامل تاثیر گذار بر فراموش کردن عشق

در فراموش کردن عشق عوامل زیادی دخیل هستند و به فرد کمک می کنند تا سریع تر و راحت تر عشقی که دارد را فراموش کند. از عوامل موثر در فراموشی عشق می توان به موارد زیر اشاره کرد:

تعداد دفعات تجربه عشق:

هر چه تعداد دفعات تجربه عشق بیشتر باشد قطعا فراموش کردن آن سخت تر خواهد بود. فراموش کردن عشق اول چون یک تجربه جدید است سخت تر است. وقتی انسان برای اولین بار عاشق می شود وابستگی زیادی دارد و حس دلتنگی بعد از فراموشی افراد را اذیت می کند.

مدت زمان رابطه:

زمان رابطه مهمترین عامل در فراموشی عشق است. مدت زمان رابطه روی میزان وابستگی تاثیر می‌ گذارد. هر چه وابستگی افراد بیشتر باشد زندگی آنها بیشتر به هم گره می خورد و این می تواند فراموشی عشق را سخت تر کند.

شدت وابستگی فرد به طرف مقابل:

هر چه وابستگی افراد به هم بیشتر باشد فراموشی به مدت زمان بیشتری نیاز دارد و با غم و اندوه بیشتری هم همراه است. جدایی زمانی سخت و درآور خواهد بود که افراد بیشتر به هم وابسته باشند.

ویژگی های شخصیتی:

یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر مدت فراموشی عشق ویژگی شخصیتی افراد است. افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند با تجربه بیشتری مشکلات بعد از فراموشی عشق را تحمل می کنند. ارزش های زندگی شخصی هرکس هم بر روی عکس العمل هایی که در رابطه با جدایی دارد تاثیر می گذارد.

جنسیت:

فراموشی عشق در زنان و مردان فرق دارد و هر کدام عملکرد متفاوتی ار خود نشان می دهند. زنان روحیه حساس تری دارند به همین دلیل برای فراموشی عشق حس ناراحتی و عم و اندوه بیشتری را تجربه می کنند.

 

مطالعه بیشتر: وابستگی مرد به خانواده

 

3.5/5 - (38 امتیاز)

به اشتراک گذاشتن این استوری،بستر های خود را انتخاب کنید!

122 ديدگاه

  1. Nafas اسفند 17, 1403 در 18:13 - پاسخ

    من 10ماه با یه پسر بودم بعد از ده ما اومد گفت نمیخوامت برو من نمیخوام بدبختت کنم ولی نمیدونه من فقط بخاطر اون زندم چیکار کنم این پسر جون منه نباشه میمیرم ولی گفت برو نمیخوامت به فکر ایندمم ازم دور شو حتی بلاکمم کرده روزای اول حتی به مامانش گفته بود من فلانی رو میخوام این تابستون قرار بود بیان خاستگاری ولی یهوو تغیر کرد سرد شد دلیلشم گفت نمیخوامت چیکار کنممم

  2. محمد امین بهمن 2, 1403 در 02:23 - پاسخ

    بعد ۳ سال خورده بلاک شدم بدون خدافظی رفته دیگ شمارش هم عوض کرده به هر روشی امتحان کردم بیاد نمیشه شمارش عوض کرده 💔

  3. رها دی 6, 1403 در 19:54 - پاسخ

    عاشق شدم میخوام ازش جدا بشم…

    • دنیا بهمن 22, 1403 در 20:17 - پاسخ

      همین قسم مجبورم اما چه قسم کنم باید بروم

    • دنیا بهمن 22, 1403 در 20:18 - پاسخ

      منم میخواهم جدا شوم مجبور هستم اما سخت است

  4. محمود مهر 8, 1403 در 00:32 - پاسخ

    من شش ماه باکسی بودم که به خاطرش هرکاری میکردم دربند درکه همه جامیبردمش باهم دیگه تومطب آشنا شدیم ولی یه مدت بود جوابم ونمیده چندروز پیش متوجه شدم نامزد کرده قلبم داره آتیش میگیره نمیدونم چیکارکنم

    • ناشناس آذر 20, 1403 در 16:21 - پاسخ

      عاقلانه فکر کنید

      • علی بهمن 3, 1403 در 18:37 - پاسخ

        این خیلی خوبه حداقل این باید براتون ثابت شده باشه که مهم نبودین براش ارزش فکر کردن هم نداره

    • نازی دی 14, 1403 در 22:33 - پاسخ

      من ی سال بود باهاش بودم اومد بهم گف بیا کات کنیم.ما به هم نمیخوریم.اخه بعد ی سال

    • ناشناس بهمن 3, 1403 در 18:36 - پاسخ

      این خیلی خوبه حداقل این باید براتون ثابت شده باشه که مهم نبودین براش ارزش فکر کردن هم نداره

  5. محمد شهریور 21, 1403 در 08:27 - پاسخ

    من تو دانشگاه یک اکیپی داریم دختر پسر قبل این درد عشق رو چشیدم و نا خواسته این بارم دام گیر کرد دوست ندارم عاشق باشمگمم

  6. . شهریور 18, 1403 در 21:33 - پاسخ

    سلام من تقریبا ۹ ماه با یه پسر در ارتباط بودم و بهش علاقمند شدم و فکر میکردم اونم همین حس رو داره ولی اینجوری نبود…
    تقریبا یک سال و سه ماه پیش از هم جدا شدیم توی این مدت بار ها سعی کردم باهاش ارتباط برقرار کنم ولی حتی جواب تماسم رو نداد و الان چند روزه که دوباره باهم صحبت میکنیم به عنوان دوتا دوست ولی من نه دل جدا شدن و دوباره دلتنگی رو دارم و نه دل اینو دارم که ببینم با دخترای دیگه ام رفیقه و در ارتباطه من قید اون رو زدم فقط ؛ چجوری میتونم دردم رو کم کنم؟

    • بانو دی 6, 1403 در 20:58 - پاسخ

      ببین میدونم خیلی سخته ها من خودم کاملا از سختیش متوجه هستم ولی فاصله بگیر چون به مرزی میرسین که تمام وجودت رو از دست میدی و خودتو گم میکنی من بزرگ کاری که طرف مقابلم در حقم کرد این بود که بر نگشت چون میدونست اذیتم میکنه وقتی موضوع تو رو خوندم یاد اون افتادم گفتم شاید این صحبت من بدرد تو بخوره لطفا و خواهشا فاصله بگیر …… به خودت فک کن نزار بیش از حد داغون بشیی

  7. ناشناس شهریور 7, 1403 در 15:43 - پاسخ

    من یاد گرفتم که عاشق نشم‌ چون دردش سنگینه تو این دنیا فقط خودتیو خودت

    • علییییس بهمن 1, 1403 در 19:19 - پاسخ

      درد عشق واقعا ادمو دیوانه میکنه داعم استرس داری دلتنگی همش تو خودتی وداری بهش فکر میکنی وقتی میبینیش قلبت از جا کنده میشه حالا فکر کند بعد یه مدت از هم جدا بشی چون تجربه کردم دیگه نمیخوام ببینم هر دختری هم ببینم سرمو میندازم پایین نگاش نمیکنم عشق لامصب تو یه لحضه اتفاق میفته کلی دختر از جلوت رد میشن ولی چشمت یکی رو میبینه نمیدونم چه مرضیه بخاطر همین نمیخوام دوباره این حس رو تجربه کنم حس دل تنگی تپش قلب ادم نمیتونه نفس بکشه کسایی که عزیزانشون رو از دست دادن وقتی خبر ش رو میشنون دقیقا همین حس این شکست ها دل آدمو نمیدونم چرا سنگ نمیکنه😂

  8. ناشناس شهریور 7, 1403 در 15:42 - پاسخ

    من ۱۲سالم بود که مجازی عاشق یه پسری شدم‌که سه سال ازم بزرگتر بود ۵ماه اولش رفتارش باهام عاشقونه بود بهم میگف دوسم‌داره بدون‌من میمیره منم‌تو این ۵ماه عاشقش شدم تا اینکه رفتارش کمکم عوض شد سرد شد حتی تو روی خودم گفت که بهم خیانت میکنه و‌عکساشو فرستاد من بازم صبر کردم ۴سال با اینکارا ساختم تا اینکه صبرم سر رسید برام خواستگار اومد و منم نظرمو سپردم دست مامان و‌بابام اونام قبول کردن نامزدی کردیم عشق سابقمم موقعی که بهش گفتم دارم میرم خیلی اصرار کرد اما بهش گفتم خودت بهم فهموندی که دوسم نداری دیگه نمیخوام باشم درسته الانم دارم درد میکشم نمیتونم فراموشش کنم‌اما نمیزارم یه پسر بی لیاقت زندگیمو به آتیش بکشه

    • آنا آذر 12, 1403 در 11:02 - پاسخ

      آفرین خیلی خیلی آفرین بهت
      انشاالله خوشبخت باشی❤️

  9. دیار صفا مرداد 4, 1403 در 19:25 - پاسخ

    آخر این مسیر بسته است
    تنها کلید که باز اش میکند بازگشت به حضرت حق اس و بس …

    • هه شهریور 19, 1403 در 17:34 - پاسخ

      بله

  10. دل شکسته تیر 29, 1403 در 00:59 - پاسخ

    من عاشق یه دختری شدم که 14 سال سن داشت بمن گفتن دختره خیلی دوستت داره ولی چون سنش پایین بود گفتن الان قصد ازدواج نداره من 3 سال صبر کردم و همیشه بهش فکر میکردم بخاطر غروری که داشتم به هیچ دختری نگا نمی‌کردم و هر جا میرفتم حلقه میکردم تو انگشتم…
    تا بعد از اینکه یک روز صبرم تموم شد گفتم حداقل با هم نامزدی کنیم و رفتار خانواده اش عوض شد و از خود دختره شنیدم دوستم نداره منم ضربه ی بدی بهم وارد شد و اصلا هم حال درستی ندارم و باورم نمیشه چرا یهویی…
    امیدوارم هر کی که اینجوری با احساسات یک نفر بازی کنه یک روز خواب راحت نداشته باشه و همیشه تو بدبختی باشه همون‌طور که زندگیه یک نفر رو خراب کرد…
    هیچوقت گول نخورید چون من دو بار گول خوردم
    یکی به مدت 8 سال
    و دومی به مدت 3 سال
    🥲🥲🥲

    • شهریار مرداد 3, 1403 در 16:12 - پاسخ

      من عاشق دختری بودم بە اسم سارا.از دو شهر کوردنشین.مجازی باهم آشنا شدیم.من بهش پیشنهاد دادم.اوایل من حس زیادی بهش نداشتم.ولی رفتە رفتە عاشقش شدم چون اون مقطع واقعا دختر خوبی بود.همیشه حالمو میپرسید.برای هم کم نمیذاشتیم.همیشه بە کوردی بهم میگفت(تۆ شوە جوانەکەی منی باش،باش،باش..)از رفتارش میشد فهمید که واقعا منو دوست دارە.اوایل بهم میگفت،با هر چی کە بگی میسازم،ولی منو تنها نذار.منم بە خاطر اون از نگاه کردن بە دخترای دیگە هم دست کشیدم.6ماه باهم بودیم.بعد گفت ما به درد هم نمیخوریم.برام سخت بود این حرفو زد.چون فکر نمیکردم هرگز منو ترک کنە.الان سه ماه گذشته روی غرورم پا گذاشتم ازش خواهش میکنم کە برگرده.ولی میگه تو پسر دلخواە من نیستی.من دنبال یه پولدار میگردم💔قسم خوردم هر وقت بهش فکر میکنم.آرزوی رنج و عذاب براش کنم.امیدوارم کارما حق منو ازش بگیره و هیچ وقت حال خوب نداشتە باشە…

    • ناشناس مرداد 27, 1403 در 00:40 - پاسخ

      درکت میکنم

    • ناشناس شهریور 27, 1403 در 14:31 - پاسخ

      تو خیلی خوبی بلند مدته همش.

      • ناشناس مهر 7, 1403 در 13:37 - پاسخ

        خیلی سخته منم دیگه حرف هیچ کس رو باور ندارم از جنس مرد فقط خداست که ولت نمیکنه

  11. نرگس تیر 28, 1403 در 13:29 - پاسخ

    من 15سال پسری به اسم حسن باهام بود خیلی باهم خوش بودیم مثلا عاشقم بود همش دم از مردونگی و زندگی میزد فقط یه موتور داشت می‌گفت ازدواج کنیم بریم باهم تا منو عاشق کرد وقتی از ارث صاحب خونه و ماشین شد گفت مادرم می‌خوام آرزو به دل نباشه زن بگیرم ولی تو رو نه کلا سرد شد ول نکرد ولی رفتاری کرد من خودم ول کنم یک ماهه ولش کردم ولی درد دارم 15سال عمر یه آدم حیف بشه سر یه دروغ خیلی سخته فقط همیشه میگم خدا لعنت کنه آدمای کثیفی مثل حسن و چه زن باشه چه مرد از خدا می‌خوام سر خودش بیاره همین دردو همین عذابو

    • لیلا عطایی شهریور 3, 1403 در 02:23 - پاسخ

      آخه الهی بمیرم
      واقعا مردا کثیفا
      و آشغال

      • ناشناس شهریور 27, 1403 در 13:59 - پاسخ

        واقعا اشغال بود ولی همه مردا مث هم نیستن

      • ناشناس آذر 13, 1403 در 21:26 - پاسخ

        هرکسی بستگی به ذاتش داره ن میشه گفت دخترابدهستن ن پسرافقط ذات مهمه

  12. H تیر 7, 1403 در 12:29 - پاسخ

    درد اینه که آدم احساس حماقت بهش دست میده
    که برای چی اون همه محبت کردم و هیچ
    مهم اینه راهی پیدا کرد برای فراموشی خیلی سخته خیلی

    • ناشناس شهریور 3, 1403 در 14:07 - پاسخ

      تو از کجا می‌دونی فراموشت کرده

    • حمید شهریور 3, 1403 در 14:07 - پاسخ

      تو از کجا می‌دونی فراموشت کرده

    • رامین آذر 13, 1403 در 21:27 - پاسخ

      هرکسی بستگی به ذاتش داره ن میشه گفت دخترابدهستن ن پسرافقط ذات مهمه

  13. مهرداد خرداد 26, 1403 در 01:58 - پاسخ

    من ۸ سال با یک زن پسر دار که ۳ سال ازم بزرگتر بود رابطه داشتم و حتی صیغه خونده بودیم
    بعد ۸ سال یه کارایی کرد که خودم بردم طلاقش دادم و صیغه رو باطل کردم
    ۲ سال ازش خبری نداشتم و با هیشکی رابطه نداشتم تا اینکه دوباره دیدمش و فهمیدم که شوهر کرده ولی بازم باهام حرف میزد
    الان ۶ ماهه که میگه طلاق میگیرم و میام باهات تو رابطه
    اما همش امروز و فردا می‌کنه

    منم مجردم و ازدواج نکردم و اون عشق اول و آخرم بود
    نه میتونم فراموشش کنم و نه میتونم داشته باشم
    موندم چکار کنم کلا افسرده شدم موندم خونه
    سر کار هم نمیتونم برم
    خسته شدم از این زندگی لعنتی
    در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
    روبه صفتان زشت خو را نکشند
    گر عاشق صادقی ز مردن مهراس
    مردار بود هر آنکه او را نکشند

    اگه واقعا عاشقی از مردن نترس
    فقط اینه که آرومم میکنه

    • ناشناس تیر 30, 1403 در 15:13 - پاسخ

      برو دنبال زندگیت اینکارو نکن

    • سید مرداد 5, 1403 در 21:34 - پاسخ

      میدونم ناراحت میشی
      متاسفانه اون ممکنه چند تا عشق دیگه درست کنه
      شما هم بگرد درست میشه
      اول ورزش بعد مسافرت حالتو خب میکنه
      خودم شبهای اول قلبم درد میکرد ولی ورزش رو شروع کردم وبه خودم زمان دادم

      • بهمن امیری مرداد 27, 1403 در 00:43 - پاسخ

        درکت میکنم

    • لیلا عطایی شهریور 3, 1403 در 02:25 - پاسخ

      آخه خیلی درد داره بمیرم برات میدونم چه دردی داره

    • پرستو مهر 6, 1403 در 12:50 - پاسخ

      بنظر من یا میتونستید برید مشاوره کمک بگیرید باهم دیگه کنار میومدین یا ایمکه اگه دوس داشتنی بود بالاخره توی هر شرایط کنار میومدی باهاش جز خیانت.حالا هم ک شوهر کرده بخواد برگرده قبول نکن این بزرگترین اشتباهه محضه .فراموشش کن هررررطورشده.قوی باش

  14. بدبخت خرداد 17, 1403 در 15:02 - پاسخ

    سلام دوستان شریف بی ناضمیر خواهشی که از شما دارم اینکه هیچ وقت عاشق نشید جون ضربه محکمی به زندگیتون و مهمتر به خودتون میزنم من درست مثل شما عاشق یک پسر مذهبی مهربان عاقل و سربه زیری بود یک شب همدیگه رو که دیدیم هردو به هم رل زده بودیم و چشمامون رو هم قفل شده بود من از اون شب عاشقش شدم و بشدت وابسته و من هیچ جوره نمیتونم ازش دل بکنم ولی اون بی شرف فقط تظاهر کرد با کاراش اون رفتاری از خودش نشون میداد که نمی‌فهمید عاشق یا نه. یک بارم باهم دعوامون شد و من دگه از اون روز پیشش نرفتم و سعی کردم فراموشش کنم نشد ه اما دگه واقعا تصمیم گرفتم فراموشش کنم و فقط عبادت کنم و درس بخونم و بفکر خودم باشم دوستان توی این دوره ما عشق و عاشقی افسانه است بخدا دروغه برید پی اهداف تون

  15. آوین خرداد 4, 1403 در 23:01 - پاسخ

    رفتم سر به سر یکی از پسرای فامیلمون بزارم
    نمیدونستم که انقد بهش وابسته میشم و عاشقش شدم دست خودم نبود دلمو برد😭بعد فهمید که من کیم بهم گفت مثل خواهرمی اما من خیلی دلمو بهش باختم💔الان هرکاری که میکنم از ذهنم بیرون نمیره یه دقیقه هم فراموش نمیشه هرکاری میکنم اثر نمیکنه اشکم درنمیاد قلبم داره از درون تیکه تیکه میشه نمیدونم چطور باید حالمو خوب کنم😭چی میشه بیاد بهم بگه که دوست دارم قلبمو اروم کنه چون من دارم دیوونه میشم 💔چه کاری میتونم با این دل شکستم بکنم قلبم درد میکنه🥹

    • ناشناس خرداد 12, 1403 در 16:24 - پاسخ

      سلام ذکر حضرت یونس رو بخونید اون عشق نیست احتمالا کسی براتون دعا چیزی کرده

      • رویا تیر 9, 1403 در 02:20 - پاسخ

        تو چی میگی این وسط چه ربطی داره

        • ناشناس مرداد 27, 1403 در 23:10 - پاسخ

          تو از مشهدی

    • ناشناس خرداد 16, 1403 در 21:55 - پاسخ

      چه ها با حان خود دور از رخ جانان خود کردم
      مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم….. 😔💔

    • ناشناس خرداد 25, 1403 در 17:45 - پاسخ

      منم احساس تورو دارم فقط باید بسوزیم بسازیم من هشت ماه عشقم ترکم کرد ولی نشد ونشد

      • دیار صفا مرداد 4, 1403 در 19:24 - پاسخ

        آخر این مسیر بسته است
        تنها کلید که باز اش میکند بازگشت به حضرت حق اس و بس …

      • پرستو مهر 6, 1403 در 12:59 - پاسخ

        فراااموششش خانم فقط فراموش. کسی ک اراده فراموش کردن نداشته باشه ضعیفه و تاقوی هم نشی فک نکنم بتونی روال عادی زندگی خودتو طی کنی‌. اگر هنوز داری تو ذهنت بهش فک میکنی این یه حماقته

  16. نرگس اردیبهشت 20, 1403 در 10:39 - پاسخ

    کاااااااش عاشق نمی‌شدم..خودم کردم ک لعنت بر خودم

    • بهمن امیری شهریور 4, 1403 در 02:36 - پاسخ

      🖤😢🖤

  17. N اردیبهشت 19, 1403 در 19:41 - پاسخ

    من نامزدمو خیلی دوست دارم و الان ی سالو نیمی میشه ک باهمیم،نامزدم ی جوری رفتارمیکنه ک احساس میکنم دوسم نداره و سربارشم ینی ی جوری وانمود میکنه ک بودن و نبودن من براش اهمیت ندارع،من بخاطرش قید خیلی چیزارو زدم حتی خونوادم ولی من اصن براش مهم نیسم بعضی وقتا حرفایی بم میزنه ک دلم تیکه پاره میشه،میدونم دوسم نداره اگ دوسم داش ک دلمو نمیشکوند،ولی من خیلی دوسش دارم خیلی عاشقشم نمیتونم قیدشو بزنم اونم ب خاطر اینا هرجور ک دوس داره بام رفتار میکنه و حرف میزنه حتی اگ باعث زنده زنده مردنم بشه..وقتاییم ک بش اهمیت میدم دوس دارم باهم گرم باشیم میگ سیریشی خوشم نمیاد مث سیریش میچسبی ب ادم..الان فق ارزوی مرگ دارم همین دیگ نمیتونم زندگی کنم

  18. s اردیبهشت 16, 1403 در 18:10 - پاسخ

    الان 22 ساله گذشته نمی تونم فراموش کنم قلبا دوستش داشتم یکبار با کسی دیگه ازدواج کردم خوشحال نبودم همیشه یادش بودم اینم خیانت کرد طلاقش دادم.کاش دوباره زمان برگرده به چند سال قبل فامیل بود و مادرش هم دخالت کرد.الانم ازدواج کرده بچه داره فقط دارم میسوزم و میسازم همچنان مجرد خواهم ماند

    • ناشناس مهر 7, 1403 در 13:45 - پاسخ

      خیلی سخته منم دیگه حرف هیچ کس رو باور ندارم از جنس مرد فقط خداست که ولت نمیکنه

  19. khaleghi khaleghi اردیبهشت 11, 1403 در 13:44 - پاسخ

    مقاله راه های فراموش کردن عشق عالی بود

  20. khaleghi khaleghi اردیبهشت 9, 1403 در 12:20 - پاسخ

    مرسی از بابت مقاله خوبتون

  21. ستایش اردیبهشت 9, 1403 در 09:17 - پاسخ

    من عاشق یه نفر بودم اما اون از من کوچیکتر بود ولی بازم با این حال اون اومد بم درخواست داد من خیلی دوسش داشتم ولی به خاطر اختلاف سنیمون نتونستیم باهم بمونیم و رفیق شدم ولی عشقمون دوطرفه بود و الان خیلی وقته که باهمین ولی جدیدا خیلی دیر جوابمو میده اما مطمئنم که هیچ دختری تو زندگیش نیست و امتحان کردم و می‌دونم که داره سخت برای زندگیش و درستش تلاش می‌کنه ولی برا من سخته وقتی اون نیست نمیتونم کاری بکنم چون بش شدیداً وابسته شدم و نمیدونم چطوری فراموشش کنم میشه کمک کنید و راه حلی بهم بدین

    • ناشناس اردیبهشت 25, 1403 در 20:10 - پاسخ

      منم مث تو شدم چکا کنم

  22. khaleghi khaleghi اردیبهشت 3, 1403 در 15:22 - پاسخ

    مرسی از آسیب های فضای مجازی بر خانواده مطلب مفیدی بود

  23. khaleghi khaleghi اردیبهشت 3, 1403 در 15:20 - پاسخ

    مرسی از شما راه های فراموش کردن عشق مفید بود

    • محسن اردیبهشت 6, 1403 در 02:09 - پاسخ

      بیشتر از سه سال با محدثه بودم ، اولش اون بود که به من می‌گفت میترسم ترکم کنی، اما من عااااشقش بودم ، براش میمردم، از هیچ کاری کوتاهی نمی‌کردم ، از کمک کردن به درساش تا گرفتن نمرات ، تا خرید هدیه… مال کنگان بود ، من شهر دیگه ، بینهایت دوس داشتمش، رفت … محل نمی‌داد ، تلفن جواب نمی‌داد ، پیام نمی‌داد ، بهانه آورد و رفت و منو رها کرد، من آدم بالغ و عاقلی هستم و لابد باید الان کنار بیام ، اما این یه مورد را هرگز نمی بخشم… بخدا هر کاری میکنم نمیتونم فراموشش کنم …

      • ناشناس اردیبهشت 7, 1403 در 03:22 - پاسخ

        حق داری خیلی سخته

        • سامان خرداد 12, 1403 در 12:19 - پاسخ

          من بایکی بودم که تو فامیل بود شیش ماه باهم بودیم که یهو میاد میگه باید تمومش کنیم بعضیا فهمیدن دارن به من چیز میگن بعد دوماه تاحالا فهمیدم بابام عشقمو ازم گرفت اون باعث شد که این رابطه تموم شه الانم داره به عنوان یه دوست پیام میده هردفعه میاد من از دلتنگی گریم میگیره چندماه هم هست ندیدمش جلو خودمو گرفتم که نرم تو فامیل ببینمش الانم دارم عذاب میکشم از این عشق

      • م اردیبهشت 13, 1403 در 18:35 - پاسخ

        سلام منم دقیقا مث تو 😔
        خدا میدونه 90 درصد دخترای
        این دوره هیچی از وفاداری نمیدونن
        وقتی فهمیدن عاشقشون شدی
        ولت میکنن ،
        هیچ وقت حلالش نمیکنم
        عشق من پاک و مقدس بود 😔

        • دل شکسته تیر 29, 1403 در 01:03 - پاسخ

          عشق خیلی چیز بدیه اول میسوزاند و تهش شعله ور میکند
          امروزه کسی پاک و مقدس نمی‌خواد
          انسان بیشعور و خراب باشی قبولت دارن

      • ناشناس اسفند 8, 1403 در 07:56 - پاسخ

        سلام من ۲ سال باهاش دوست شدم اما بهم خیانت کرد و تمام حرفاشو انکار کرد و الان از هم جدا شدیم برای فراموشیش ب کمک نیاز دارم

        • mostafa agha mohammadi اسفند 8, 1403 در 16:19 - پاسخ

          احساساتت رو بپذیر
          اشکالی نداره که غمگین باشی یا عصبانی. احساساتت رو سرکوب نکن. به خودت اجازه بده گریه کنی یا هر احساسی که داری رو بیان کنی. نوشتن احساساتت در یک دفترچه می‌تونه بهت کمک کنه تا بهتر با اون‌ها کنار بیایی.

    • HAMED اردیبهشت 23, 1403 در 23:47 - پاسخ

      آنقدر دنبال وفا گشتم
      عاقبت سگ باز شدم

  24. محمد فروردین 16, 1403 در 23:42 - پاسخ

    سلام خوبی .منم داقونم فکر خودکشی بودم ولی تصمیم گرفتم که رو خودم کار کنم و بهتر بشم .میخوای باهم اشنا بشیم و درد و دل کنیم

    • لیلی فروردین 20, 1403 در 10:04 - پاسخ

      سلام

      • سارا فروردین 31, 1403 در 23:59 - پاسخ

        نمی تونم فراموشش کنم

        • ko اردیبهشت 9, 1403 در 01:44 - پاسخ

          منم ی سارا داشتم نمیتونم فراموشش کنم🥺

        • korosh اردیبهشت 9, 1403 در 01:46 - پاسخ

          منم ی سارا داشتم نمیتونم فراموشش کنم🥺

          • .. مرداد 17, 1403 در 00:43

            منممم🫠دیوانه میشم

    • فاطی خرداد 11, 1403 در 10:58 - پاسخ

      سلام

    • ناشناس خرداد 22, 1403 در 13:23 - پاسخ

      سلام واقعاً شما بگید منی که عاشق یه نامرد شدم من چیکار کنم نمی دونم چرا فراموش نمیشه

  25. رزی اسفند 29, 1402 در 17:27 - پاسخ

    چقدددر درردنااااکه یه نفر ک واقعا می‌تونست زندگی تو تغییر بده بعد از پااانزده سال بیاد بگه کراش داشتم بهت ،😩😩😩😩😭 دااارم دیوونه میشم ، چقدر ما آدما بدیم ،😔😩😔😭😔😩😭🥺😔😩😭 من دارم می ترکم و هیچ کاری از دستم بر نمیاد،😔😔

    • ناشناس فروردین 19, 1403 در 16:20 - پاسخ

      سلام منم خالم خیلی بده بعد۸سال دوستی که۵ سالشوباقول ازدواج گذشت یهونمیدونم چس ش رفت دارم میمیرم

      • محسن اردیبهشت 6, 1403 در 02:11 - پاسخ

        عزیزم… منم مثل خودت ، دقیقا
        چرا آدما اینقد نامردن؟ هر چی بیشتر محبت میکنی بیشتر بهت ضربه می‌زنن

      • انشرلی اردیبهشت 9, 1403 در 02:08 - پاسخ

        منم توهمین شرایطم

      • محدثه تیر 8, 1403 در 21:09 - پاسخ

        منم ت این سه سال با قول ازدواج هر کاری کرد بعدشم رفت

        • زحل مرداد 22, 1403 در 22:41 - پاسخ

          میشه باهم دردو دل کنیم منم بعد ۶ سال گذاشته رفته ولی من دو تا بچه دارم

    • ناشناس خرداد 22, 1403 در 13:23 - پاسخ

      سلام واقعاً شما بگید منی که عاشق یه نامرد شدم من چیکار کنم نمی دونم چرا فراموش نمیشه

  26. سعید اسفند 24, 1402 در 15:15 - پاسخ

    منم هنوز عاشقشم همش بخاطر حرفهای خانوادش بود ایکاش بر گرده پدرش همه راههارو بست

    • ناشناس اردیبهشت 2, 1403 در 01:58 - پاسخ

      فکرنکنم برگرده

  27. بهار بهمن 20, 1402 در 16:38 - پاسخ

    نمیتانم فراموشش کنم آخر چیکار باید کنم لطفا رهنمایی کنین

    • زهرا خرداد 21, 1403 در 23:00 - پاسخ

      همه به سمت لیاقت خودشون میرن آدما تو قلب ماها که عاشقشونیم پروانه دارن با هر بی احترامی با هر رفتی با هر فاصله گرفتنی ازت که دور میشن باعث کشته شدن اون پروانه ها میشن.
      به نظر من رابطه ای اگر سالم باشه نیاز به غم و غصه نگه داشتنش نداره و همه چیز باید دوطرفه باشه از غیر از این باشه بدون اون رابطه به جایی کشیده نمیشه
      رابطه ای خوبه که تهش رسیدن به یک نتیجه موفق باشه نه این رابطه های چند روزی…
      به نظرم این طور رابطه ها فقط وقتتو میگیرن و باعث میشن تو از مسیر زندگیت لذت نبری.
      بده بره هر چی که حالتو بد می‌کنه حتی همونی که یک روز دوا و درمونت بود
      آزاد باش رها باش زندگی به رها بودنش قشنگه نه تو بند بودن…

      • ناشناس مرداد 14, 1403 در 21:35 - پاسخ

        دققیقاااااااااااآ

  28. بهار بهمن 19, 1402 در 21:51 - پاسخ

    من چند ۵ پیش با کسی آشنا شدم فوق العاده مهربان و وفادار و قابل اعتماد به نظر می‌رسید هیچ وقت مستقیم از رابطه عاشقانه صحبت نکردولی در ابتدا گفت هیچ وقت تو رابطه ای نبوده و این اولین باری با کسی این طور صمیمی میشه ولی تمام حرفهاش جوری بود که به نظر آرزوی بودن با من رو داره بودن و بارها گفت خوشبخت ترین فرد عالم اگر بتونه با من باشه و یا با من ازدواج کنه بعد مدتی مجبور شد به جایی دیگر بره پیش خانواده اش حدود یه هفته است در این مدت بسیار سرد شد وقتی چند بار احوالش رو پرسیدم گفت حالش خوب نیست گفتم مسئله نیست و گر فکر می کنه ارتباط با من زمان بودن پیش خانواده مشکله من مشکلی با قطع ارتباط ندادم و میتونه زندگی خودش رو داشته باشه چیزی که اذیتم می کنه اینه که نهایتا گفت یک سال عشق اش ترکش کرده و اون نمی تونه فراموشش کنه و هر شب خوابش رو میبنه و براش گریه می کنه در حالی که هر شب برای من پیام شب بخیر و مواظب خودت باش و …میفرستاد جالبه که حالا میگه من هیچ وقت به احساسات ات آسیبی نرساندم ولی میخوام دوباره توی زندگیم باشی ….
    نمی دونمچه طور میشه از شدت توهینی که بهم شده بگدرم نمی تونم بخوابم خوابیدن واقعا سخته به نظرتون دارویی برای خواب مصرف کنم ؟ میدونید مشکل با نبودنش ندارم مشکل اینجاست من حرفهاش باور کردم در مورد نبودن تو هیچ رابطه ای و بقیه حرفهاش رو احساس حماقت آدم رو دیونه می کنه

    • ناشناس خرداد 27, 1403 در 17:39 - پاسخ

      سلام زن داشت

    • اشکان تیر 18, 1403 در 01:29 - پاسخ

      هشت سال بایکی در ارتباط بودم ت یکی دوسال اخر تصمیم به ازدواج گرفتیم مادرش انقدر توگوش دخترش خوند البته اینا همش حرفه خود دختر اصل مطلبه
      اخر سر یه بهونه مسخره منو ول کردیه جورم رفتار کردکه بگه من مقصر جلوی باباش ..
      عاشقانه دوستش داشتم خیلی دلمو شکست بعد هشت سال برگشت گفت تو برامن هیچی نیستی جز غریبه
      نه بیا در خونمون نه زنگ بزن نه پیام بده من موندم چی شدیه دفعه اینجورگفت هنوزم موندم چرااینجورفتار کرد اصلا چی میتونه رابطه هشت ساله رو خراب کنه کل ایرانو بردم چرخوندمش اخر سربدترین برخوردبا من که دنیام بود کرد کاری کردکه تا اخر عمرم من دیگه سمت دختر ازدواج حتی دوست دختری این مسخره بازی ها نرم

      • رها تیر 22, 1403 در 03:37 - پاسخ

        دلش جای دیگه بوده

  29. Vs بهمن 3, 1402 در 01:04 - پاسخ

    همه چی خوب بود یهو اومد گفت ما به درد هم نمیخورم 😔

  30. N بهمن 1, 1402 در 08:53 - پاسخ

    حس میکنم بهم خیانت کرده دیر جواب پیامامو‌ میده میخوام هرچه زودتر فراموش بشه

  31. ناشناس دی 28, 1402 در 13:46 - پاسخ

    ب خاطر شرایط زندگیمون نتونستیم با هم باشیم خیلی همو دوستداشتیم خیلی وابسته بودیم .خیلی حالم بد میخوام خودمو بکشم نمیتونم تحمل کنم

    • ن بهمن 23, 1402 در 23:09 - پاسخ

      میخوام العان میخوام خودکشی کنم

      • ستایش اردیبهشت 9, 1403 در 09:13 - پاسخ

        من عاشق یه نفر بودم اما اون از من کوچیکتر بود ولی بازم با این حال اون اومد بم درخواست داد من خیلی دوسش داشتم ولی به خاطر اختلاف سنیمون نتونستیم باهم بمونیم و رفیق شدم ولی عشقمون دوطرفه بود و الان خیلی وقته که باهمین ولی جدیدا خیلی دیر جوابمو میده اما مطمئنم که هیچ دختری تو زندگیش نیست و امتحان کردم و می‌دونم که داره سخت برای زندگیش و درستش تلاش می‌کنه ولی برا من سخته وقتی اون نیست نمیتونم کاری بکنم چون بش شدیداً وابسته شدم و نمیدونم چطوری فراموشش کنم میشه کمک کنید و راه حلی بهم بدین

  32. شقایق دی 24, 1402 در 08:31 - پاسخ

    نمی تونم فراموشش کنم الان نزذیک دو سال فک کنم اصن نمیشع

    • ذهن موفق پارسیان دی 24, 1402 در 09:58 - پاسخ

      در چنین مواقعی باید با یک روان درمانگر صحبت کنید. میتونید با موسسه ذهن موفق در تماس باشید 02166425154

    • نرگس اردیبهشت 20, 1403 در 10:33 - پاسخ

      منم مثل توبخدااانمیتونم احساس میکنم سرد شده خالم ازاین مردابهم میخوره کاش همون اول عشقی نبود

  33. منا دی 7, 1402 در 22:36 - پاسخ

    منم تو همین حالم تو این ۶ماه ۸ کیلو کم کردم داغونم ولی الان یه مدتیه با کار سرگرمم ولی هنوز شبا گریه میکنم بیقرار و دلتنگ

    • ناشناس دی 8, 1402 در 18:48 - پاسخ

      منم اسمم میناست احساس میکنم بدبخترین ادم دنیام فقط دلم میخواد بمیرم خسته شدم از این زندگی ک فقط نامردی میبینم ن خانواده ای دارم ک دلم بهشون گرم باش ن کسی ک کمکم کنه فقط گریه گریه دیگ دارم چشمامم از دست میدم ولی اون با کسی دیک خوشه😔

      • لیلا بهمن 2, 1402 در 00:27 - پاسخ

        منم دقیقا همین حالت تورو دارم خانوادمم پشتم نیس خیلی دوستش دارم امااون بایکی دیگه خوشه هفت سال باهم زندگی کردیم اما به خاطر بی کاریش ازش جدامیشم اماجدیدا فهمیدم بایکی دیگست خیلی حالم بده چیکارکنم؟؟؟؟

      • ح فروردین 19, 1403 در 00:39 - پاسخ

        سلام. منم عاشق یکی شدم که ادعا میکرد 22ماه عاشقم بوده و لحظه شماری کرده. تا بمن رسیده اما ی ماه از بودنم کنارش نمی گذشت که فهمیدم با یکی در رابطه. وقتی خواستم ترکش کنم کلی حرف زد که من اشتباه میکنم. اما با گذشت دو ماه. تو روی من وایساد و گفت چرا اومدی تو زندگیم. گفتم کجا من اومدم اونقدر التماس کردی. گفت از زندگیم برو بیرون. و کلی بد و بیراه گفت. فهمیدم با یکی دیگه آشنا شده. من همه احساسم باختم. کارم همش اشک و.آه. اما کاری نمیتونم بکنم خیلی حالم بده

      • ناشناس فروردین 21, 1403 در 23:44 - پاسخ

        اینکه کسی رو نداشته باشی تو غم هات از همه چی بدتره تو تنها کسی نیستی که این‌جوری هست .درد مشترک#

  34. مرضیه دی 6, 1402 در 21:56 - پاسخ

    من با یکی در رابطم که واقعا اذیت میکنه خودش سرد میشه میره میره بعد من باهاش خدافظی کردنی چنان حول میترسه زود میاد باز چن روز خوب میشه دوباره همین وض تکرار چکار کنم دیوانم کرده

    • ناشناس دی 20, 1402 در 11:10 - پاسخ

      هرچی زودتر از این آدم جدا شو چون فقط تورو ذره ذره آب میکنه و تورو فقط نگه داشته برای کمبود عاطفی خودش چنین آدمی اختلال شخصیتی داره زودتر به خاطر خودت ترکش کن

    • فاطمه بهمن 15, 1402 در 21:28 - پاسخ

      سلام من الان یک ماه که عشقم فراموشم کرد چند بار مخواهم خودکشی کنم همه زندگیم بود حالا نمیدانم چکار کنم ک فراموشش کنم 😥😥😥😥😥

      • ناشناس اسفند 24, 1402 در 15:14 - پاسخ

        منم هنوز عاشقشم همش بخاطر حرفهای خانوادش بود ایکاش بر گرده پدرش همه راههارو بست

      • محمد فروردین 16, 1403 در 23:40 - پاسخ

        سلام خوبی .منم داقونم فکر خودکشی بودم ولی تصمیم گرفتم که رو خودم کار کنم و بهتر بشم .میخوای باهم اشنا بشیم و درد و دل کنیم

        • حمیرا فروردین 19, 1403 در 00:31 - پاسخ

          عاقلانه فکر کن. به خودت بگو. ارزشش نداره. اگه لیاقت داشت پای عشقش می موند. خودتو سرگرم کن تا راحت فراموش کنی

      • نرگس تیر 28, 1403 در 13:23 - پاسخ

        منم 15سال با یکی اسمش حسن بود دوست بودم بهم قول زندگی داد باعث شد تو روی همه وایسم تا خونه دار و ماشین دار شد کلا عوض شد سرد شد کسی که هر روز پشت در خونمون بود دیگه می‌گفت می‌خوام به خاطر دل مادرم زن بگیرم منو 15سال باهام بازی کرد خودش نرفت ولی رفتاری کرد خودم خدافظی کنم الان یک ماهه فقط درد دارمم ولی می‌خوام فراموش کنم اگه بتونم ولی همیشه میگم خدا لعنت کنه آدمای کثافتی مثل اینارو

      • ناشناس شهریور 7, 1403 در 15:47 - پاسخ

        نه عزیز بخاطر یکی که ارزش تورو ندونست خودکشی نکن فراموشش کن اولش سخته ولی بعد تبدیل میشه به عادت

    • حامد خرداد 25, 1403 در 17:48 - پاسخ

      منم احساس تورو دارم فقط باید بسوزیم بسازیم من هشت ماه عشقم ترکم کرد ولی نشد ونشد

    • دلشکسته 💔🥀 مرداد 16, 1403 در 08:56 - پاسخ

      ازش دوری کن دوست من ..این فرد شخصیت دو قطبی داره و جز نابودی حال خوبت چیزی دیگه برات نداره

  35. آزی دی 6, 1402 در 08:50 - پاسخ

    از یک رابطه ۵ساله بیرون آمدم.قلبم به شدت واسش میتپه،غذا خوردن و خوابیدنم مختل شده.سرکار نمیتونم برم،هیچ کاری نمیتونم بکنم.هیچ مشکلی باهم نداشتیم فقط چون موقعیت زندگیمون با هم جور نشد جدا شدیم.ما به شدت بهم وابسته شده بودیم.حالم بده.من چطور میتونم بدون اون زندگی کنم…

    • ناشناس دی 6, 1402 در 21:53 - پاسخ

      9

    • منا دی 7, 1402 در 22:35 - پاسخ

      منم تو همین حالم تو این ۶ماه ۸ کیلو کم کردم داغونم ولی الان یه مدتیه با کار سرگرمم ولی هنوز شبا گریه میکنم بیقرار و دلتنگ

    • زینب دی 25, 1402 در 02:59 - پاسخ

      منم ایجوریم هیچ راهی بنظرم ندارم
      من فکر خودکشی تو سرمه

      • ناشناس اردیبهشت 8, 1403 در 10:59 - پاسخ

        بهترین راه ورزش باشگاه رقص

  36. سمیه دی 5, 1402 در 13:58 - پاسخ

    کم محلی

  37. غلامرضا میقاتی آذر 22, 1402 در 22:03 - پاسخ

    من در یک رابطه ی بشدت وابسته از دو طرف بودم و هستم که یک خیانتی دیدم و آزار دهنده بود و فراموش نمیتونم بکنم و نمیشه
    یعنی طرف تو خونشونه دیر جواب میده من شک میکنم و اذیت میشم
    میخام تموم بشه و از یادم بره

    • جلا دی 16, 1402 در 01:07 - پاسخ

      منم درست تو همین شرایتم

    • اشکان تیر 18, 1403 در 01:31 - پاسخ

      تمومش کن وگرنه دراینده اسیب میبینی با مشاور هم صحبت کن

درج دیدگاه