وبینار رایگان (آنلاین)

طرحواره ها قاتل خاموش رویاها

فقط 100 نفر اول

ثبت نام
توسط منتشرشده در: دی ۲۰, ۱۴۰۱دسته بندی ها: روابط عاطفی

فهرست مطالب این مقاله

زندگی یک طرفه هیچ وقت ارزش ندارد و پایدار نخواهد بود. زن و مرد باید به یکدیگر علاقه مند باشند تا بتوانند زندگی زناشویی خوبی داشته باشند. امروزه بیشتر دلیل مراجعه به روانشناس بی علاقگی زوجین است. وقتی زن همسرش را دوست ندارد به اجبار نمی توان آنها را کنار هم نگه داشت. دلیل این بی علاقگی می تواند متفاوت باشد. برخی از همان روز خواستگاری علاقه ای به مرد نداشته اند و برخی دیگر در مسیر زندگی و با برخوردها و رفتارهای نادرست به این درک رسیده اند. دوست نداشتن شوهر اگر شدت پیدا کند می تواند خیانت را به همراه داشته باشد.

برای رفع این مشکل باید ابتدا آن را عیب یابی کنید تا بتوانید به صورت کاملا ریشه ای آن را برطرف سازید. اگر بدون علاقه ازدواج کرده باشد این مشکل روز به روز حادتر شده و می تواند در روابط زناشویی و تربیت فرزندان و همچنین روابط اجتماعی هم تاثیر بگذارد. این بی علاقگی یک روند تدریجی است. در برخی شرایط این صمیمیت و عشق است که به تدریج رنگ می بازد و به همراه آن، احساس خستگی و حتی افسردگی بر فرد عارض می گردد. اجبار خانواده ها به ازدواج می تواند دلیل اصلی این بی علاقگی زن نسبت به همسرش باشد.

همین الان آزمون دانش عشق رو بزن و ببین چقدر بلدی

[wp_quiz_pro id='20470']

زندگی کردن با کسی که او ره دوست ندارید قطعا یک کابوس است که شما مدام تلاش می کنید از آن رها شوید. دوست نداشتن شوهر می تواند پیامدهای زیادی به همراه داشته باشد. شما به دلیل بی علاقه بودن به مرد قطعا به او محبتی نخواهید کرد و این باعث می شود تا او برای دریافت محبت به بیرون از خانه کشیده شود که در این صورت زمینه برای خیانت فراهم می گردد. این دوست نداشتن می تواند باعث خیانت شما هم شود چون عشق را در جای دیگر جست و جو خواهید کرد و بیشتر بیرون از خانه به دنبال کسی هستید که دوستش داشته باشید.

همین الان خودتو بسنج و بدون دانش عاطفی داری یا نه جایزه هم بگیر

[wp_quiz_pro id=”20470″]

نشانه های زنی که شوهرش را دوست ندارد

زنی که شوهر خود را دوست ندارد همیشه نشانه هایی را از خود نشان می دهد که شما له کمک آنها می توانید این افراد را در جامعه شناسایی کنید.

مطالعه بیشتر: نشانه های رابطه یک طرفه

  • اولین نشانه این است که زن هیچ وجه تکیه گاه مرد نبوده و همیشه علیه او است. در واقع زنی که همسر خود را دوست ندارند از او پشتیبانی نخواهد کرد او مدام مخالفت می کند و هیچ جای زندگی به یاری همسر خود نخواهد رفت.
  • زنانی که علاقه به همسر خود ندارند همیشه او را به صورت جدی تهدید می‌کنند. این زن پای تهدید خود می‌ایستد تا آن را عملی کند. در واقع او از ضربه زدن به همسر خود ابایی نخواهد داشت. او مدام مرد را به طلاق و جدایی تهدید می کند و هر روز این افکار را با خود مرور کرده تا بتواند سریع تر آنها را به واقعیت تبدیل کند.
  • زن ارتباط خود را با خانواده همسر قطع می‌کند. او زیرک است و می داند که بی علاقگی به همسر به معنی بی علاقگی به خانواده همسر است پس رابطه خود را با آنها نیز قطع خواهد کرد. وقتی علاقه زن به مرد کاهش پیدا می کند رفتارهای پرخاشگرانه جایگزین صمیمیت و مهربانی می شود.
  • در چنین شرايطي همسرش برای او اولویت ندارد و این یک نشانه مهم است که شما به راحتی آن را مشاهده می کنید. زن ها در این زمان به پخت غذا و انجام کارهای منزل هم اهمیتی نمی دهند دهند در واقع برای آنها مهم نیست که همسر غذا خورده است یا خیر. این زن ها هیچ گونه ارتباطی از جمله تلفنی با همسر خود نخواهند داشت.
  • این زن ها دائم از مرد انتقاد می‌کنند. بی علاقگی باعث می شود تا زن مدام نقاط ضعف مرد را بازگو کند و به دنبال نقص های او باشد. ایراد گرفتن این زن تمامی ندارد و می تواند حتی باعث تخریب شخصیت مرد شود. با این کار اعتماد به نفس مرد پایین آمده و روز به روز فاصله بین آنها بیشتر می شود تا جایی که به تنفر می رسد.
  • از هرگونه تماس فیزیکی و جنسی با مرد خودداری می‌کند. بی علاقگی روی روابط زناشویی  زوجین هم تاثیر گذاشته و باعث می شود تا آنها سرد شوند. زن مدام از رابطه جنسی طفره می رکد و حتی از نوازش های مرد هم متنفر است. می توان گفت که به طور کلی صمیمیت بین آنها از بین می رود.
  • برای زن مهم نیست که همسرش درمورد او چه می‌گوید. زن در لین شرایط هیچ توجهی به مرد و گفته های او ندارد و همیشه به صورت کلامی با او در حال بحث و مشاجره است. از چشم های زن می توان درصد تنفر و بی توجهی را دریافت.
  • زن دیگر هیچ سوالی از مرد نمی‌پرسد چون چیزی از این رابطه برای او مهم نیست. زنی که شما را دوست دارد قطعا درباره هر چیزی از شما سوال می کند و صحبت کردن با شما را دوست ندارد اما برعکس زنی که علاقه ا به شما ندارد سوالی هم نمی کند.
  • نشانه دیگری که در این زن ها مشاهده می شود این است که هیچ وقت عذرخواهی نمی کنند. اگر مرد را از خود ناراحت کردند برای آنها مهم نیست که دل او را بدست آورند. آنها برای اشتباهی که مرتکب می شوند به هیچ وجه عذرخواهی نمی کنند.
  • بی علاقگی زن باعث می شود تا قدرت گذشت نداشته باشد و اگر شما مرتکب اشتباهی شدید به هیچ وجه شما را نخواهد بخشید.
  • زن هیچ کاری برای خوشحالی مرد انجام نمی‌دهد که این می تواند حس خوشبختی را از زندگی آنها دور کند.
برای ثبت درخواست مشاوره فرم زیر را پر کنید یا با شماره 02166425154 تماس بگیرید.

علت بی علاقگی زن نسبت به شوهر

بی علاقه شدن زن نسبت به مرد به دلایل مختلفی رخ می دهد که برخی علت ها را باید قبل از ازدواج به دنبال آنها باشیم. زنی که بدون عشق و علاقه ازدواج می کند قطعا نمی تواند خود و دیگران را خوشبخت کند چون حسی که به دنبال آن بوده را پیدا نکرده است. هر زنی با هدف داشتن یک زندگی مشترک پایدار ازدواج می کند و دوست دارند تا با عشق زندگی کند. زوج هایی که با علاقه زندگی می کنند به هم متعهد هستند و می تواند شرایط سخت را به خوبی تحمل کنند و مشکلات را پشت سر بگذارند. اما بدون عشق یک زن نمی توان زندگی شادی را تجربه کرد.

مطالعه بیشتر: راه های موفقیت در زندگی

شوهرم را دوست ندارم

دلایل دیگری هم در این بی علاقگی زن نسبت به مرد وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

تحقیر آمیز رفتار می کند:

دلیل اصلی دلزدگی زن رفتار نادرست مرد است. زمانی که مرد به صورت کاملا تحقیرآمیز با زن رفتار می کند کم کم زن از همسرش فاصله گرفته و احساس ناخوشایندی نسبت به او پیدا می کند. زن ها نسبت به اهانت و حقیر شدن حساس است و به سرعت واکنش نشان می دهند.

وقتی مرد به شدت از زن انتقاد می کند حس بدی را در او بیدار می کند.

شاکی بودن مرد و مدام به دنبال نقص گشتن می توان باعث سردی رابطه و بی علاقگی زن نسبت به همسرش شود. مردهایی که مدام از زن خود گله و شکایت می کنند از طرف زن مورد بی مهری قرار می گیرند.

علت دیگر بی علاقگی زن نسبت به مرد نادیده گرفتن صحبت های او از طرف همسرش است.

وقتی مرد گوش شنوایی برای صحبت های زن نداشته باشد در واقع به او اهمیتی نمی دهد و این باعث می شود تا زن به مرور زمان حس بی تفاوتی و بی علاقگی پیدا کند.

مطالعه بیشتر: احساس ارزشمندی چیست

مرد هر چیزی را که شما می گویید را رد می کند و هیچ وقت حرف های شما را قبول ندارد

همین موضوع باعث می شود تا شما هیچ وقت با او مشورت نکنید و از او درخواستی نداشته باشید و علاقه شما به مرور زمان نسبت به او کمتر خواهد شد. این رفتار مانند انتقاد های بیش از حد او، به طور قابل توجهی بر روابط شما تاثیر می گذارد. باعث می شود به شما حس بدی دست دهد.

مردهایی که به‌ کارهای زن علاقه ای نشان نمی دهند علت اصلی بی علاقه شدن زن هستند.

زن ها زمانی نسبت به مردی سرد و بی احساس می شوند که به او توجه نکرده باشد. پس دلیل اصلی اینکه برخی زن ها همسر خود را دوست ندارند بی احساس بودن آنها است.

مردهایی که با زن بحث نمی کنند و با او وارد گفت و گو نمی شوند

نمی توانند دل زن را بدست آوردند و برعکس روز به روز از او دورتر می شوند. زمانی که زن اظهارنظر می کند و مرد ساکت است فاصله ای بین آنها ایجاد شده که قابل ترمیم نیست.

شوهرم را دوست ندارم

راهکارهای مناسب برای علاقه مند شدن زن به مرد

چون بی علاقه شدن زن نسبت به مرد پیامدهای زیادی به همراه دارد و حتی می تواند باعث از هم پاشیدن کانون خانواده شود روانشناسان راهکارهایی مفیدی برای برطرف شدن این مشکل پیشنهاد داده اند که در زیر به آنها می پردازیم:

  1. اگر قبل از ازدواج کسی را دوست داشتید بهتر است بعد از ازدواج درباره آن با همسر هیچ صحبتی نداشته باشید.
  2. بهتر است یک لیست از نقاط مثبت همسرتان تهیه کنید و بر اساس آنها همسرتان را قضاوت و با او رفتار کنید.
  3. بهتر است خود را با دیگران مقایسه و مدام سرزنش نکنید. روی نقاط ضعف و قوت خود نیز کار کنید و به آینده خوشبین و امیدوار باشید.
  4. راهکار دیگری که می تواند شما را نسبت به همسر علاقه مند کند انجام کارهای گروهی و دسته جمعی مثل ورزش و پیاده روی و … است.
  5. بهتر است افکار منفی و مأیوس کننده را از خود دور کنید و به داشته های خود تکیه داشته باشید.
  6. سعی کنید اوقات بیشتری را با همسر بگذرانید و از مشاور هم کمک بگیرید.

مطالعه بیشتر: برای همسرم جذابیت ندارم

3.2/5 - (13 امتیاز)

به اشتراک گذاشتن این استوری،بستر های خود را انتخاب کنید!

34 ديدگاه

  1. نبی زاده تیر 22, 1403 در 12:44 - پاسخ

    همه یه دردو داریم درست یکی یه راه حل بذاره جلو پامون چجوری بهش بفهمونم که دوستش ندارم میخوام جدا شم واقعا دیگه نمیخوام اینجوری زندگی کنم آخه مگه یه آدم چقدر عمر میکنه شاید فردا نباشیم 😔😔😔

  2. سمیرا تیر 9, 1403 در 18:34 - پاسخ

    ازدواج من فامیلی بود وباعشق نبود الان هم دوپسردوازده وپنج ساله دارم ناامیدم از زندگی دوست دارم بمیرم بعضی وقتها میگم اشکالی نداره بخاطر بچه ها می مونم بعضی وقتها هم میگم منم انسانم جوانم حق زندگی کردن وخوشحالی داررم دوست دارم جدا بشوم واز یک طرف باخودم میگم بچه هایم بدبخت میشوند من در اروپا هستم درسته شرایط اینجا از ایران برای بچه بهتره ولی باز هم سخته یکی بگه من چکار کنم زیبایی ها دنیا را اصلا نمی بینم از ناراحتی و دلتنگی

  3. فاطمه اردیبهشت 24, 1403 در 21:28 - پاسخ

    من شوهرمو بعد هفت سال دیگه دوست ندارم چون تازه فهمیدم وقتی نادان بودم چقدر سرم زرنگی کرده و دروغ گفته بهم از سادگیم سواستفاده کرده نمیتونم ببخشمش خیلی ازش بدم اومده دروغاش یکی یکی رو شد جالبه به چشم آدم انکار می‌کنه
    درکم از درستو غلط عوض شده من بابامو می‌خوام
    خوشبحال دخترایی که بابا دارن
    اگه بابام بود منو نجات میداد

    • ف خرداد 21, 1403 در 01:48 - پاسخ

      منم بابا ندارم اگ داشتم اونم‌منو نجات نیداد

    • هما دی 22, 1403 در 16:09 - پاسخ

      سلام من هم شوهرم دوس ندارم شب روزم عذاب هس خیلی تنها داغونم نمیتونم باکسی درددل کنم گوشه گیر تنها شدم خسته خسته دوتا بچه ۶و۱دارم حالم خیلی خرابه

  4. ناشناس فروردین 30, 1403 در 13:13 - پاسخ

    منم یک سال و نیم هست سنتی ازدواج کردم از اول همسرم هیچکدوم از معیارهامو نداشت و بخاطر شرایطم کوتاه اومدم و بله گفتم بعد ازدواج متوجه شدم بهم دروغ گفتن و کلی مشکل داره مثل اختلال دوقطبی و سیگاری و مشروب خواری و زیر دیپلمه واعتقادشم مشکل داره روز به روز ازش دور میشم و همش به طلاق فکر میکنم

    • ساده دل مرداد 15, 1403 در 15:24 - پاسخ

      تا دیر نشده جدا شو

    • ناشناس شهریور 15, 1403 در 11:10 - پاسخ

      سلام وارادت با توکل به خدا
      تا بچه نداری جداشو
      من همسرم آدم خوبیه ولی دوسش ندارم وبعد سی سال دارم به جدایی فکر میکنم

  5. یه خر اسفند 26, 1402 در 16:32 - پاسخ

    من خیلی ازش بدم میاد زیر یک سقفیم با هم زندگی نمی‌کنیم همش فوش تحقیر دعوا ۳ ماه جدا میخابیم و احساس خوبی دارم لاغر مردنی بو گند میده ذهنش ذهنش همه جاش فقط کرایه خونه میده ولی با سرزنش همه کاراش به فکر هیچی نیست نمیگه زنم پول لازم داره نمیگه بر خونه فرش بخرم خونه بخرم

    • گلی جون تیر 8, 1403 در 09:15 - پاسخ

      منم درد شمارو دارم.ازدرون فرسوده شدم.چندین ساله درکنارالاغی زندگی میکنم که بانارضایتی وکتک مادرم سرسفره عقدنشستم.خدایا من زندگی نکردم.تدریجی دارم میمیرم.پدر ندارم ومادرمممممم خیلی بده

  6. تنها اسفند 24, 1402 در 04:55 - پاسخ

    به اجبار پدر و خانواده مجبور به ازدواج شدم هرروز هر ثانیه دارم عذاب می کشم فقط به خودم می گم چون چاره ای نداری مجبوری ادامه بدی تا بمیری جالب این جاست که اونم به من علاقه نداره چه زندگی گندی

  7. ناشناس بهمن 17, 1402 در 17:40 - پاسخ

    منم سه ماهه عقد کردم و هیچ علاقه ای به همسرم ندارم فقط یه عشق یک طرفه هست خیلی دارم اذیت میشم دوست دارم همه چی به عقب برگرده کاش هیچ وقت جوابم مثبت نبود 😭همسرم مرد مهربون و صبوری هست و من رو خیلی دوست داره خیلی با گذشت ولی من هیچ علاقه و ذوقی برای شروع زندگی مشترک ندارم

    • ازدواج من فامیلی بود وباعشق زندگی نکردم الان هم دو پسر دوازده وپنج ساله دارم هیچ عشقی نیست از زندگی نااامیدم بعضی وقتها می تیر 9, 1403 در 18:28 - پاسخ

      و

  8. ناشناس بهمن 7, 1402 در 14:01 - پاسخ

    منم اصلا علاقه ندارم ب زور دارم زندگی میکنم

  9. ساناز آبان 21, 1402 در 20:17 - پاسخ

    من با عشق ازدواج کردم ولی فقط اوایل خوب بود. الان که ۱۵ ساله میگذره تقریبا هر روز میگه که تو عاشقم شدی و هیچ کاری نمیتونی بکنی. عین دیو بالاسرمه. به همه کاری دخالت میکنه. طلاق هم نمیده. اصلا واقعا برام دیوه!

  10. رویا آبان 21, 1402 در 20:17 - پاسخ

    من با عشق ازدواج کردم ولی فقط اوایل خوب بود. الان که ۱۵ ساله میگذره تقریبا هر روز میگه که تو عاشقم شدی و هیچ کاری نمیتونی بکنی. عین دیو بالاسرمه. به همه کاری دخالت میکنه. طلاق هم نمیده. اصلا واقعا برام دیوه!

  11. Matio آبان 6, 1402 در 22:52 - پاسخ

    منم سنتی ازدواج کردم و هیچ حسی ب همسرم ندارم فقط از رو اجبار خانواده ازدواج کردم گفتن علاقه ایجاد میشه ولی ی ماهه تو عقد هستم و هیچ علاقه ای ندارم زندگیم غم و غصه شده و به طلاق فکر میکنم

    • ناشناس آبان 13, 1402 در 15:10 - پاسخ

      به قران جداشو تادیرنشده بعد مثل من پشیمون میشی

      • ناشناس دی 6, 1402 در 14:40 - پاسخ

        دست میگی منم مثل اون اجبار حالا ده ساله هنو هیچ حسی ندارم فقط افسوس

    • ناشناس آبان 15, 1402 در 20:51 - پاسخ

      چقدهمدردیم منم ی ماهه دقیقا مثل ت ازدواج کردم دارم میسوزم😭

    • monaaaa آبان 15, 1402 در 20:52 - پاسخ

      منم دفیقا مثل تویک ماهه توعقدم وهیچ علاقع ای ب طرفم ندارم و دارم میسوزم هر روز بدتز از روز قبل

    • ناشناس بهمن 8, 1402 در 09:48 - پاسخ

      خیلی بده منم تقریبا دوماهه عقد کردم و تو عمر 35 سالم اینقدر گریه نکرده بودم

      • ناشناس فروردین 7, 1403 در 11:10 - پاسخ

        خیلی سخته.منم بعد۲۵ سال دیگه نمیکشم.دلم میخوادبمیرم.

        • ناشناس اردیبهشت 14, 1403 در 06:59 - پاسخ

          چرا من هم علاقه به همسرم ندارم

        • ناشناس اردیبهشت 14, 1403 در 07:04 - پاسخ

          من هم به همسرم علاقه ندارم

        • گلی جون تیر 8, 1403 در 09:19 - پاسخ

          منم.۲۰ساله که تباه شدم.به اجبارمادرم.طوری که توعروسیم فقط گریه می کردم.خدایا خودت نجاتمون بده

  12. یه ادم مهر 11, 1402 در 17:27 - پاسخ

    منم فقط دارم تحمل‌میکنم خیلی اوضاع برام سخت شده حس میکنم علاقه ام صفر شده و هیچ وجه اشتراکی دیگه در ما نیست هیچی…

    • F اسفند 5, 1402 در 06:41 - پاسخ

      منم ۱۳ ساله ازدواج کردم اول به شدت عاشقش بودم و خیلی دوسش داشتم ولی یه سالم نکشید که فهمیدم ازش خوشم نمیاد چون خیلی بی عقله و بد اخلاقه کاش میتونستم ازش جداشم بعضی وقتا آرزوی مرگ میکنم ولی دو تا بچه ۱۱ ساله و ۶ ساله دارم به خاطر بچه هام مجبورم تحملش کنم .

  13. نیلرام شهریور 13, 1402 در 03:02 - پاسخ

    دروغ وحشتناکه

  14. نیلرام شهریور 13, 1402 در 03:01 - پاسخ

    تمام موارد که نشون میده همسرم دوستم نداره درونش وجود داره ولی نمیشه رفت فقط باید بسوزم مثل آرزوهام که همه سوخت محبت بی فایده است

  15. الهام تیر 3, 1402 در 00:39 - پاسخ

    اگر علاقه نباشه مجبوری زندگی کردن ممنوع فقط فقط فرار

  16. شاپور خرداد 29, 1402 در 01:39 - پاسخ

    من با تمام بی تفاوتی همسرم به او ابراز علاقه میکنم ونوازش ومحبت اما روز به روز وضعیت بدتر می‌شود دارم دیوونه میشم نمیدونم چکار کنم نه جدایی کار سازه نه ادامه راه

  17. حسرت فروردین 9, 1402 در 06:35 - پاسخ

    والا من تمام نشانهدهارو تو خودم دیدم ولی به اجبار دارم انجام میدم و زندگی میکنم و پاسوز شدم و هیچ کاری نمیتونم بکنم فقط تحمل به خاطر بچه

    • نبی زاده تیر 22, 1403 در 12:43 - پاسخ

      همه یه دردو داریم درست یکی یه راه حل بذاره جلو پامون چجوری بهش بفهمونم که دوستش ندارم میخوام جدا شم واقعا دیگه نمیخوام اینجوری زندگی کنم آخه مگه یه آدم چقدر عمر میکنه شاید فردا نباشیم 😔😔😔

درج دیدگاه