تست طرحواره یانگ
تست طرحواره یانگ

پرسشنامه یا تست طرحواره یانگ

پرسشنامه طرحواره یانگ-فرم کوتاه (YSQ-SF)

شروع تست طرحواره های یانگ

این پرسشنامه یا تست طرحواره یانگ موارد زیر را ارزیابی می کند:

محرومیت هیجانی /رهاشدگی/بی ثباتی/بی اعتمادی/بدرفتاری/انزوای اجتماعی/بیگانگی/نقص/شرم/شکست/وابستگی/بی کفایتی/ آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری/گرفتار/خود تحول/اطاعت /ایثار /بازداری هیجانی/معیارهای سرسختانه /استحقاق/ بزرگمنشی/ خویشتنداری/ خودانضباطی ناکافی.

پرسشنامه یا تست طرحواره یانگ بر پایه مشاهدات تجربه شده توسط متخصصان بالینی ساخته شده است. این پرسش نامه خودگزارشی و دارای ۲۰۵ ماده است و برای اندازه گیری شانزده طرحواره غیرانطباقی اولیه طراحی شده است. اما فرم کوتاه تر این پرسشنامه به دلیل داشتن ویژگیهای نسخه اصلی و از سوی دیگر سهولت اجرا بیشتر مورد استقبال قرار گرفته است.

– افراد ممکن است از این جمله ها برای توصیف خودشان استفاده کنند.

– لطفاً هر جمله را با دقت بخوانید و ببینید تا چه حد توصیف درستی از شما میدهد.

– اگر برای پاسخ دادن خاطر جمع نیستید بر پایه چیزی که احساس می کنید پاسخ دهید نه بر اساس آنچه فکر می کنید درست است.

– حتما به تمام سئوالات پاسخ دهید در غیر اینصورت نتیجه تست معتبر نخواهد بود.

 

شروع تست طرحواره های یانگ

 


تست طرحواره های یانگ







1- اغلب کسی را نداشته ام که از من حمایت کند، حرفهایش را با من بزند و عمیقاً نگران اتفاقاتی باشد که برایم می افتد.



2- به طور کلی، کسی نبوده که به من عاطفه، محبت و صداقت نشان دهد.



3- در بیشتر اوقات زندگی این احساس به من دست نداد که برای فرد دیگری، شخص ویژه و ممتازی به شمار میروم.



4- در غالب اوقات کسی را نداشتم که واقعاً در دل به من گوش دهد، مرا بفهمد یا اینکه احساسها و نیازهای واقعی مرا درک کند.



5- وقتی که نمیدانستم کاری را چگونه انجام دهم، به ندرت شخصی پیدا میشد که مرا نصیحت و راهنمایی کند.



6- به افراد نزدیک خودم خیلی وابسته ام، چون می ترسم مبادا مرا ترک کنند.



7- آنقدر به دیگران نیازمندم که نگران از دست دادن آنها هستم.



8- نگرانم مبادا نزدیکانم مرا ترک کنند یا مرا به حال خود رها کنند.



9- وقتی احساس میکنم کسی که برایم مهم است از من دوری میکند، مأیوس میشوم.



10- برخی اوقات آنقدر نگران آن هستم که دیگران مرا ترک کنند که آنها را از خودم دور میکنم.



11- احساس میکنم مردم از من سودجویی میکنند.



12- احساس میکنم باید در حضور دیگران از خودم محافظت کنم، چون در غیر این صورت عمداً به من آسیب میزنند.



13- دیگران دیر یا زود به من خیانت میکنند.



14- نسبت به انگیزه های دیگران سوءظن شدید دارم.



15- معمولاً به طور جدی به انگیزه های نهانی مردم فکر میکنم.



16- وصله ناجور اجتماع هستم.



17- اساساً با دیگران خیلی فرق دارم.



18- نمیتوانم به کسی تعلق خاطر داشته باشم، انسان گوشه گیری هستم.



19- احساس میکنم با مردم بیگانه ام.



20- همیشه احساس میکنم در جمع جایی ندارم.



21- مردان یا زنانی که دوستشان دارم، وقتی عیب های مرا ببینند، نمی توانند دوستم داشته باشند.



22- اگر کسی واقعاً مرا بشناسد، مایل نیست با من رابطهای صمیمی داشته باشد.



23- لیاقت عشق، توجه و احترام دیگران را ندارم.



24- احساس میکنم هیچکس مرا دوست ندارد.



25- در بسیاری از جنبهها، چنان شخصیت پر عیب و ایرادی دارم که نمیتوانم در کنار دیگران راحت باشم.



26- تقریباً هیچ کاری را نمیتوانم به خوبی دیگران انجام دهم.



27- هر زمان پیشرفتی در کارم به وجود میآید، احساس بیکفایتی میکنم.



28- بیشتر مردم در حوزههای شغلی و تحصیلی از من تواناترند.



29- نمیتوانم مانند اغلب مردم در کارهایم با استعداد باشم.



30- در کار یا تحصیل مثل بقیه باهوش نیستم.



31- احساس میکنم نمیتوانم به تنهایی از پس کارهای روزمره زندگی ام بر بیایم.



32- فکر میکنم در انجام کارهای روزمره، آدم وابستهای هستم.



33- عقل درست و حسابی ندارم.



34- اصلاً به قضاوت های خودم در موقعیت های روزمره اعتماد ندارم.



35- احساس میکنم نمی توانم به تنهایی گلیم خودم را از آب بیرون بکشم.



36- نمیتوانم از شرّ این احساس رها شوم که مبادا اتفاق بدی بیفتد.



37- احساس میکنم هر لحظه ممکن است یک فاجعه طبیعی، جنایی، حقوقی یا پزشکی برایم اتفاق بیافتد.



38- آدم ترسویی هستم.



39- میترسم تمام سرمایه خود را از دست بدهم و بیچاره شوم.



40- اغلب نگرانم از اینکه دچار سکته قلبی یا بیماری سرطان شوم، حتی وقتی دلایل پزشکی کمی برای این نگرانی وجود دارد.



41- قادر نیستم از والدینم جدا شوم، کاری که همسن و سالهایم انجام میدهند.



42- من و والدینم تمایل داریم خود را بیش از حد در زندگی و مسائل یکدیگر درگیر کنیم.



43- اگر من و والدینم، مسائل جزیی و خصوصی خود را از یکدیگر پنهان کنیم، احساس گناه یا خیانت می کنیم.



44- اغلب احساس میکنم که انگار سایه سنگین والدینم دائم بر سر من است … نمیتوانم یک زندگی جداگانه برای خودم داشته باشم.



45- هویت من چنان با هویت والدینم و همسرم گره خورده است که نمیدانم کی هستم و چه میخواهم.



46- در کار دیگران دخالت نمیکنم، چون از عواقب دخالت در کار آنها میترسم.



47- احساس میکنم چاره ای ندارم جز اینکه به خواسته های دیگران تن بدهم، چون در غیر این صورت یا مرا ترک میکنند یا در صدد تلافی بر می آیند.



48- در روابطم، به دیگران اجازه میدهم که بر من مسلط شوند.



49- همیشه به دیگران اجازه داده ام که به جای من تصمیم بگیرند، در نتیجه واقعاً نمیدانم چه میخواهم.



50- خیلی برایم مشکل است که از دیگران تقاضا کنم حقوقم را رعایت و احساساتم را درک کنند.



51- در نهایت، کار مراقبت از نزدیکانم روی دوش من است.



52- آدم خوبی هستم چون بیش از آنکه به فکر خودم باشم به فکر دیگرانم.



53- مهم نیست که چقدر سرم شلوغ است، من همیشه میتوانم وقتی را برای دیگران کنار بگذارم.



54- همیشه به درد و دل دیگران گوش داده ام.



55- اطرافیانم معتقدند که من برای رفع نیازهای دیگران خیلی تلاش میکنم، ولی برای خودم کاری انجام نمیدهم.



56- خجالت میکشم که احساسات مثبت ام (مثل محبت و توجه) را به دیگران بروز دهم.



57- از اینکه احساساتم را به دیگران ابراز کنم خیلی شرمسار می شوم.



58- برای من خیلی سخت است که صمیمی و بیتکلف رفتار کنم.



59- آنقدر خودم را کنترل میکنم که مردم فکر میکنند آدم بی احساسی هستم.



60- از نظر دیگران من عصبی و ناراحت هستم.



61- باید در هر کاری که انجام میدهم بهترین باشم، نمیتوانم بپذیرم که نفر دوم باشم.



62- سعی میکنم نهایت تلاش خودم را بکنم، خوب بودن نسبیِ کار، هیچگاه مرا راضی نمی کند.



63- باید به تمام مسئولیتهایم عمل کنم.



64- احساس میکنم برای پیشرفت و دستیابی به خواستهایم، همواره تحت فشار هستم.



65- وقتی که کاری را اشتباه انجام می دهم، نمیتوانم خودم را ببخشم یا دست به بهانه تراشی میزنم.



66- وقتی از کسی چیزی میخواهم، خیلی برایم سخت است نه بشنوم.



67- آدم خاصی هستم و نمیتوانم محدودیتهایی را که بر سر راه دیگران وجود دارد، بپذیرم.



68- از اینکه مرا محدود کنند یا جلوی کارم را بگیرند، به شدت متنفرم.



69- احساس میکنم نباید از قوانین و قراردادهای بهنجاری که مردم تابع آن هستند اطاعت کنم.



70- احساس میکنم کارها و خواسته های من، ارزشمندتر از کارها و خواسته های دیگران است.



71- حوصله انجام کارهای متداول زندگی یا کارهای ملال آور را ندارم.



72- اگر به یکی از اهدافم نرسم، زود مأیوس میشوم و دست از تلاش بر میدارم.



73- خیلی برای من سخت است که بخاطر دستیابی به هدف بلندمدت، از سر خیر رضایتمندی فوری بگذرم.



74- نمیتوانم خودم را مجبور کنم که کارهای بدون لذت را انجام دهم، حتی اگر بدانم که این کارها نتایج خوبی به دنبال دارد.



75- به ندرت توانسته ام به تصمیمها و راه حلهای خودم پایبند باشم.